سلام بیان جانم.
دلم برات یه ذره شده بود...
یه چالش بزرگ رو پیش رو داشتم...خیلی بزرگ...به منزله آخرین قدمم.
همه چیز رو دنیام یه شکل دیگه شده.کاملا منطقی...کاملا درست و درمان
حال خراب این مدت...مریض شدنای پشت سر هم...همش هم عصبی بود...همش... بعد کنکاش های این مدت با دلم و عقلم و خدام...حالا حالم خوب تراز قبله...
یه مشاور میتونه باعث زندگی بخشی به من بشه...یه دوست خوب...یه حاجی از جنس خدا یه رفیق مهربون..
باهام کلی حرف زد..و باعث شد حرفای خدا رو از زبون اون بشنوم..با عقل با منطق با تمام وجود بفهمم که خدا چیه و من چیم...که من توی نظام خلقت دقیقا کجا قرار دارم...
که محیایی که میگفت برای روشنی و زندگی بخشیدن به زندگی دیگران آفریده شده الان چقدر روحش خسته و بیماره...چقدر آهش سینه سوزه و چقدر لبخند همیشگی روی لبش که واقعا از ته قلبشه کمرنگ شده...
که آیه به آیه ی قرآن خودش نمودی از خداست و نمادی از بندگی و عشق خدا به من...
تمام طول روز فکر و فکر و فکر...
خاطرات عشق ..خاطرات آدمهایی که توی زندگی ما بودن هیچ وقت از بین نمیره...ولی....
محیای مهربون قبل...زخم عمیق و به اندازه ابدیت پر دردش رو پذیرفت که داره.که تا ابد همراهشه که میشه با وجود غم زخمش هم رشد بیشتری کنه و مث قبل از کنار همه چیز رد شه.روح بزرگش رو آلوده به کینه ای بی ارزش نکنه..
من دفتر پر از غم و اندوه و پر از روزهای از دست رفته عمرم رو برای همیشه بستم و از کنارش برای همیشه گذشتم...برای همیشه...
وقتی که دفترم ۱۲ صفحه پر شد ازین حرف ها.انگار یه بغض خیلی عظیم رو از روی گلوم برداشتن... انگار از قفسی آزاد شدم..رهااااا شدم.... حالا میتونم پر بکشم...
وای که چقدر حالم خوبه...
ولی محیای احساسی که به همه بی دریغ محبت میکرد کمی منطقی شده و دیگه نمیذاره کسی حقش رو بخوره... دیگه نمیذاره بهش توهین شه...جواب بی ادبی رو مث خودشون میده جواب محبت رو با ۱۰۰ برابر محبت بیشتر میده...غم تو نگاه بقیه رو با محبت درمون میکنه.ولی اگه اذیتش کنی زیر پا لهت میکنه.
فعلا مراحل سختی در پیشه...
راستی آیه ای که من رو متحول کرد رو براتون مینویسم:
ما را در سایت فیلمک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 159