
سلام به دوستای خوبم
امیدوارم حالتون خوبتر از قبل باشه..
وبلاگ عزیزم هم که خوبه..
چندروز بود میخواستم بنویسم ولی فرصت نکردم...
میخوام ازون طومارهام رو دوباره بنویسم...
رمضان..
چند روزه دارم بهش فکر میکنم..که چقدر برکت داره...همش دارم برنامه میریزم این ماه رو دلم رو بازم با آدمای دنیاش صاف تر کنم..همیشه رمضان برای من بوی پاکی بخشش و لطف خدا رو داشته.
دو سه روز پیش متوجه یه اتفاق عظیم شدم...که تاحالا بهش کم توجهی میکردم...که خدا به طرز وحشتناک دلچسبی مراقبمه...اصن دیوونه ش شدم وقتی حسش کردم...یعنی جوری آبروم رو حفظ میکنه...جوری مشکلاتم رو حل میکنه.جوری حواسش بهمه و هوامو همیشه داره که من شرمنده شدم همیشه...
چند روزه احساس خجالت میکنم...میگم وای بر من که خدا انقدر منو دوست داره ولی من مث اون نیستم...یعنی بالاتر از اینکه فهمیدم خدا دوستم داره چی هست تو دنیا؟؟؟؟چه عشقی بهتر از عشق خدا به بنده ش...چرا من درکش نکردم اینقدر...همیشه میگیم یارب نظر تو برنگردد...خب وقتی میدونی با اییییین همه بدی که درحقش کردی بازم نظرش رو ازت برنگردونده چه حسی داری؟؟؟دوست داری تمام روزایی که عشق های زمینی تو دلت بوده رو با امروزها عوض کنی...نمیگم قبلا رفاقتی با خدا نداشتم هااااا.ولی واقعا الان نمیدونم چجوری احساسم رو بگم....
شب دوم ماه مبارکه....اصن میخوام امسال بهترینم باشه..
بهترین روزها و شب های رمضان و احیا و افطار و سحر...
همش رو یجوری میخوام خدایی تر کنم...درد و دل هام رو با خدا بیشتر کنم...
بیشتر قرآن بخونم...
بیشتر ذکر بگم...
بیشتر دعا کنم...
ببخشم...
فراموش کنم ....
ببخشم...
ببخشم..
و باز هم ببخشم...
که آرامش از دست رفته ام برگرده...
فیلمک...ما را در سایت فیلمک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 161