تا امروز میدونستم که با وجود اینکه توی وجود خودم تغییراتی رو حس کردم و احساس میکردم چقدر سنگینی روی قلبم زیاده و گرچه احساس خمودی میکنم ولی همچنان جسمم شاداب مونده...ولی الان فهمیدم که دیگه چنین حسی رو داشتن غلطه
بیشتر از یک ربع قرن رو خدا بهم بخشید با 26سال عمر امروز فهمیدم دیگه بچه نیستم دیگه بزرگ تر شدم. شاید هم تعبیر من از این مسایل این شکلی باشه و غلط ولی من حس میکنم واقعیت همینه.
من و دخترعمه و دختر عموم هم سنیم. امروز بازم تا رسیدیم بهم اونا شروع کردن این نیم وجب موی منو بافتن... همینجوری که داشت موهامو توی هم میکشید و میبافت گفت کی پیرت کرده که مو سفید کردی...
خشکم زد و تا خودم موهامی سفیدمو ندیدم باورم نشد... که چرا باید موهام سفید بشه وقتی بقیه اطرافیانم به بابام رفتن و دیر مو سفید کردن... یه غم سنگینی توی گلوم حس کردم و گفتم خوب اومدی که کی پیرت کرده...
ما را در سایت فیلمک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 153