شب امتحان

خرید بک لینک

بازم شب امتحان شد و هرچی مشکل دنیاس ریخت سر من...

امروز سه تا اتفاق بد افتاد...

مامانم از خواب بیدار شد و رفت گوشی جواب بده رو صندلی برعکس شد..منم اولش ترسیدم ولی نامردی نکردم کلی خندیدم بهش..

اتفاق دوم خییییییلی بد بود...بازم پارمین جوجه هام و از تو سبد در اورد و گذاشت رو زمین .وای خدا یکیشون افتاد رو زمین و خودش رو اینور اونور میکوبید...پارمین هی گریه میکرد و منم حالم خراب شد اصن.نمیدونم چی شد ولی فکر کنم گردنش گیر کرده بود توی سبد و پارمین کشیدش و گردنش شکسته بود...پارمین از شدت استرس دست منو محکم فشار میداد تا یکم اروم شد....منم ازینکه جون کندنش رو انقدر بد دیده بودم تا عصر توی شوک بودم.بعدش کلی گریه کرم از ته قلبم میزد بیرون غم اون جوجهه...الانم یاد اون لحظه جون کندنش میوفتم اشک تو چشمام جمع میشه...اتفاق اخر واقعا فاجعه بود...

همش تو مغزم یه جمله میومد و میرفت...آخرش خودم رو میکشم..آخرش خودم رومیکشم...

الانم میگم خدایا من دوره نکردم...چطور امتحان فردا روخوب بشم..

کلا اوضاع خیلی پیچیده س

خسته شدم...

بریدم...

کی این کابوس تموم میشه...

میشه امشب میخوابم فردا صبح بیدار شم و ببینم همه چیز اوکیه...

اینجا ستاره ها همه خاموشند

اینجا فرشته ها همه گریانند

اینجا شکوفه های گل مریم

بی قدر تر ز خار بیابان اند

اینجا نشسته بر سر هر راهی

دیو دروغ و نیرنگ و ریاکاری

در آسمان تیره نمیبینم

نوری ز صبح روشن بیداری

فیلمک...

ما را در سایت فیلمک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 18:57

صفحه بندی